آموزش تحلیل بنیادی مقدماتی (قسمت اول)

در این مطلب بدنبال آشنایی با مقدمات تحلیل بنیادی هستیم. قسمت اول این مطلب را در ادامه بخوایند.
اصولاً خریداران باید بررسی‌های وسیعی در موقع خرید یا فروش سهام انجام دهند. اگر آن‌ها بدون توجه به کسری عوامل، اقدام به سرمایه‌گذاری نمایند، نتایج مطلوبی از سرمایه‌گذاری عایدشان نخواهد شد. این موضوع بیشتر در کشورهایی مطرح است که بازار اوراق بهادار (بورس) کار آیی ندارند. در کشورهایی که بورس اوراق بهادار کاراتری دارند. قیمت بازار سهام نزدیک به ارزش ذاتی (واقعی) آن اوراق است.

(بیشتر…)

سهام و سهامداری

از مسایل بسیار مهمی كه به ویژه سهام داران تازه كار با آن مواجه هستند، حق و حقوقی است كه فرد سهام دار به خاطر داشتن سهم شركت از آن برخوردار است. در این بخش به طور خلاصه برخی حقوق و مسایل مهمی كه سهامدار باید از آن مطلع باشد شرح داده خواهد شد.

(بیشتر…)

معرفی انواع اوراق بهادار

اوراق بهادار در جهان بسیار متنوع هستند و به طور پیوسته ابزار معاملاتی جدیدی ایجاد می ­گردد. در ایران انواع اوراق بهادار چندان متنوع نیست. البته برنامه ­هایی برای گسترش انواع اوراق بهادار مورد معامله در بورس وجود دارد. در این بخش ابتدا اوراق بهادار مورد معامله در بورس و سپس تعدادی از اوراق بهادار مطرح و پرطرفدار نیز شرح داده خواهد شد.

(بیشتر…)

شاخص چيست؟

حتما شما هم تاکنون، بارها و بارها، در صدا و سيما و ساير رسانه‌ها، شنيده‌ايد که مثلا شاخص بورس امروز با ۵۰ واحد رشد، به عدد ۳۲ هزار واحد رسيد. همچنين گاهي اوقات رسانه‌ها از کاهش شاخص بورس خبر مي‌دهند. اما تا به حال به اين موضوع فکر کرده‌ايد که شاخص بورس، بيانگر چيست و چرا افزايش يا کاهش آن، اهميت دارد؟ اساس نوسانات شاخص چه مفهومي دارد؟ در اين برنامه، قصد داريم درباره شاخص‌هاي بورس و انواع آنها صحبت کنيم.

(بیشتر…)

عرضه اوليه اوراق بهادار يا IPO

عرضه اوليه اوراق بهادار سهامي است كه براي اولين بار به عموم افراد فروخته مي شود. عرضه اوليه اوراق بهادار يا IPO نام دارد.عرضه عمومي سهام شركت فرصت خوبي براي سود آوري آن شركت فراهم مي كند. مهمترین مزيت عرضه عمومي سهام اين است كه امكان جذب سرمايه براي آن شركت فراهم مي شود و شركت مي تواند از اين سرمايه براي توسعه و بهبود خود ، پرداخت بدهي هاي شركت و يا تخصيص بخشي از سرمايه تحقيق و توسعه در مورد محصولات جديد استفاده كند .بعلاوه اگر عرضه عمومي سهام با موفقيت همراه باشد سود كلاني عايد شركت خواهد شد.۱ اما موضوع ديگر اينست كه شركت با ارايه چه سطحی از اطلاعات وارد بورس يا فرابورس مي شود و ايا اين اطلاعات به قدر كافي شفاف هستند؟ اول اينكه عرضه و ورود شركت ها به فرابورس آسانتراست .چرا كه طبق قانون تجارت براي اولين ورود خود به بورس بايد سرمايه اي بيش از ١٠ ميليارد ريال داشته باشد و در زمان پذيرش نبايد بيشتر از ٨٠٪ سهام شركت در اختيار كمتر از ١٠٪ سهامدار باشد و موارد ديگر كه بازار فرا بورس را راه هموار تري نسبت به بورس میکند.دومین موضوع شفافيت اطلاعات شركت هنگام ورود به بورس است بطور مثال در سال ٩١ پتروشيمي بندر عباس در عرضه اوليه خود با استقبال سرد مواجه شد كه روز بعد از عرضه رشد مثبت نشان نداد. اما با گذشت زمان اين شركت ٤ برابر قيمت عرضه خود را پيدا كرد كه اين مسئله نشان از نبود اطلاعات شفاف شركت در بازار بود از ديگر مثال هاي عرضه اوليه شركت بيمه دانا بود كه با كشف قيمت بالا از ديد كارشناسان سهام غير ارزنده ديده شد و كام سهامداران اوليه خود را به شدت تلخ كرد. اما با همه ي اين تفاسير به علت عرضه حجم مناسبي از شركتها و كشف قيمت هاي صحيح امروزه IPO ها بهترين فرصت براي خريد سهام است .چرا كه در بيشتر موارد قيمت تعادلي آن بيش از قيمت خريد روز اول است. تذكر مهمي كه در اين باب براي خريداران بر خط هست همگامي با كارگزاران و خبرگان است زیرا فروشنده مي تواند به قيمت دل خواه خودتان به شما سهم را عرضه كند و در مواردي خريداران ١٠٠٪ گران تر از بازار سهم را مي خرند مانند پتروشيمي لاوان.

منبع : وبسایت خبری دماسنج

پنج مرحله تشکیل حباب

لغت حباب، در متن های مالی، معمولا به شرایطی اشاره دارد که قیمت یک دارایی از ارزش بنیادی خود با فاصله زیادی پیشی می گیرد. هنگام حباب، قیمت دارایی مالی یا یک گروه از دارایی ها، بسیار متورم است، و وابستگی اندکی به قیمت ذاتی خود دارد.

(بیشتر…)

مثل وارن بافت رفتار کنید

۱. به سهام مانند یک شرکت نگاه کنید.

خیلی از سرمایه گذاران فکر می کنند که سهام و بازار سهام در واقع چیزی بیش از تکه های کاغذی که بین معامله گران رد و بدل می شود، نیست. این تفکر به جلوگیری از زیادی احساساتی شدن برای سهام ها کمک می کند، ولی اجازه نمیدهد که بهترین تصمیم برای سرمایه گذاری را بگیرید.

به همین علت بافت به این باور رسیده است که سرمایه گذاران باید مثل صاحب بخشی از شرکت و کسب و کاری که سهام آن را دارند، فکر کنند. با این گونه تفکر، از تصمیم های سرمایه گذاری آنی و سریع جلوگیری می شود، و به بازه بلند مدت توجه بیشتری می شود. به علاوه، سرمایه گذاران تمایل به بررسی و تحلیل وضعیت با جزئیات بیشتری می کنند، و در نتیجه فکر ها و بررسی های زیادی پشت تصمیمات خرید و فروش آن ها می باشد. تحلیل و تفکر بیشتر، بازده سرمایه گذاری بیشتر را به همراه دارد.

 

۲. تنوع سرمایه گذاری را بیشتر کنید.

هرچند توصیه نمی شود که “تمام تخم مرغ هایتان را در یک سبد بگذارید”، گذاشتن تخم مرغ ها در سبد های بسیار زیاد نیز، کار خوبی نیست. به عقیده وارن بافت، تنوع بیش از حد بازده را به اندازه بی تنوعی کاهش می دهد. به همین دلیل او در صندوق های مشترک، سرمایه گذاری نمی کند.

بافت قاطعانه باور دارد که سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در هر سهامی، باید اول روی آن سهام کار کنند و به بررسی های زیاد بپردازند. بعد از اینکه بررسی ها تمام شد، سرمایه گذار باید انقدر احساس اطمینان داشته باشد که بتواند قسمت زیادی از دارایی اش را به آن سهم اختصاص دهد. همچنین سرمایه گذار باید با اطمینان بتواند سبد سرمایه گذاری اش را از شرکت های متعدد به چند شرکت با چشم انداز رشد بالا، غربال کند.

البته بافت خاطر نشان می کند که تنها انتخاب بهترین شرکت مهم نیست، بلکه احساس شما به فعالیت های شرکت هم مهم است. اگر شما به فعالیت صنعت خاصی علاقه دارید، و شرکتی می شناسید که ریسک بنیادی کم و چشم انداز بلند مدت خوبی دارد، در آن شرکت سرمایه گذاری کنید تا شرکتی که به فعالیت آن چندان علاقه ندارید.

۳. حجم معاملاتتان را کم کنید.

معامله سریع و زیاد بالقوه می تواند سود زیادی بسازد، ولی طبق نظر بافت، این معامله گر در واقع سود خود را کاهش می دهد. چرا که حجم زیاد معاملات کارمزد و همچنین مالیات زیادی از شما کم می کند و اگر در یک سال این مقدار را حساب کنید، قابل توجه خواهد بود.

سرمایه گذاران باید بلندمدت فکر کنند. با این طرز فکر، از دادن کارمزد های زیاد جلو گیری می شود. همچنین، از افزایش سرمایه ها، و سود های تقسیمی استفاده می کنند.

۴. معیار های متفاوتی انتخاب کنید.

با اینکه قیمت سهام در نهایت معیار سنجش موفقیت یا شکست در یک تصمیم سرمایه گذاری است، بافر روی این معیار تمرکز نمی کند و  به جای آن، به بررسی صنعت و اقتصاد و شرکت می پردازد. اگر فعالیت شرکت در جهت رشدش باشد و روند سود آوری آن رو به مثبت باشد، قیمت سهام در نهایت حمایت می شود.

سرمایه گذاران موفق باید مراقب شرکت هایی که صاحبش هستند، باشند و پتانسیل های درامد آن را بررسی کنند. اگر پارامتر های بنیادی مطمئن باشند و شرکت حقوق صاحبان سهام را با رشد درامد مداوم افزایش دهد، قیمت سهام، در بلند مدت، باید منعکس کننده آن باشد.

۵٫ یاد بگیرید به احتمالات فکر کنید.

حکم (در متن اصلی کلمه bridge آمده است که نوعی بازی بسیار شبیه به حکم است)، یک نوع ورق بازی است که در آن بازیکنان باید قوانین احتمال را بررسی کنند تا از طرف مقابل ببرند. بافت نیز زیاد حکم بازی میکند و به این بازی علاقه دارد. او، استراتژی های این بازی را به دنیای سرمایه گذاری بسط داده است.

بافت پیشنهاد میکند که سرمایه گذاران به صنعت و وضعیت اقتصاد صنعت شرکت هایی که دارند، تمرکز کنند و به احتمالات اتفاقات مشخصی که ممکن است بیفتد، یا نیفتد، وزن بدهند؛ درست مثل یک بازیکن حکم که احتمالات دست رقیب خود را چک می کند. همچنین اضافه میکند که با تمرکز بر جنبه اقتصادی و نه قیمت سهام، با دقت بهتری می توان راجع به احتمالات قضاوت کند.

به احتمالات فکر کردند مزایای خود را دارد. برای مثال، یک سرمایه گذار که به این احتمال بیندیشد که نرخ درامد شرکت رشد ۵ یا ۱۰ درصدی دارد، بهتر می تواند از نوسانات کوتاه مدت قیمت سهام بهره ببرد. یعنی بازگشت سرمایه اش بالاتر، و هزینه انتقال سهام و در واقع کارمزد کمتری می پردازد.

۶٫ جنبه های روانشناسانه سرمایه گذاری را درک کنید.

به طور ساده، به این معنا که سرمایه گذار باید بداند که سرمایه گذار موفق روند فکری روانشناسانه دارد.

سرمایه گذار موفق روی احتمالات و مسائل اقتصادی تمرکز می کنند و اجازه می دهد تفکر عقلانی به جای احساسات روی تصمیم گیری اش حاکم باشد.

بیش از هرچیز، احساسات شخصی سرمایه گذار می تواند بزرگترین دشمن او باشد. بافت می گوید که کلید غلبه بر احساسات این است که بتوان فقط به معیار های بنیادی شرکت باور داشت و زیادی نگران بازار سهام نبود.

سرمایه گذاران باید بفهمند که اگر می خواهند موفق شوند، باید طرز فکر روانشناسی مشخصی داشته باشند ، و سعی کنند به طرز فکرشان عمل کنند.

۷٫ پیش بینی های بازار را نادیده بگیرید

یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می گوید”روی دیواره نگرانی صخره نوردی کردن”. به عبارت دیگر، بر خلاف جو منفی در بازار، و کسانی که دائما ادعا می کنند که رکود اقتصادی است، بازار در طول زمان معمولا با اقبال مواجه بوده است. بنابراین باید این افراد منفی نگر را نادیده گرفت.

در طرف دیگر، بسیاری از افراد خوشبین هستند که باور دارند بازار سهام همواره بسیار رشد می کند. این دسته را نیز باید نادیده گرفت.

با این سردرگمی ها، بافت پیشنهاد میدهد که سرمایه گذاران باید تلاش کنند تا سرمایه گذاری روی سهام هایی کنند که ارزششان دقیقا توسط بازار تعیین نمی شوند. در اینجا منطق این است که بازار سهام بالاخره ارزش ذاتی سهام را می فهمد (از طریق قیمت های بالاتر و تقاضای بیشتر)، سرمایه گذار به پول بیشتری دست می یابد.

۸٫ منتظر پرتاب تپل باشید!

بازیکن بیسبال، تد ویلیام، یک مثال برای سرمایه گذار باهوش است. ویلیام برای یک پرتاب مشخص صبر می کند (در ناحیه ای از زمین که می داند بیشترین احتمال برخورد با توپ وجود دارد). روشی که ویلیام استفاده می کند این است که پرتاب هایش، به طور متوسط بیشتر از بقیه بازیکنان دوام دارد.

بافت، به طور مشابه، پیشنهاد می کند که تمام سرمایه گذاران طوری رفتار کنند که گویی تنها ۲۰ بار می توانند برای سرمایه گذاری تصمیم گیری کنند. این منطق از تصمیم های با بازده متوسط جلوگیری میکند و در نهایت بازده سبد را بیشتر می کند.

منبع : وبسایت خبری دماسنج

(بیشتر…)

عاشق سهام تان نشوید !

نگهداری سهام، تاکجا منطقی است؟

عاشق سهامتان هستید؟ سهام را به قلبتان راه ندهید!

گلدبرگ، متخصص آلمانی امور مالی رفتاری و یکی از نویسندگان کتاب مالی رفتاری، که اولین بار در سال ۱۹۹۹ منتشر شد، اغلب به مردم هشدار میدهد که ” عاشق سهام هایتان نشوید”. طبق نظر وی، زنان نسبت به مردان سرمایه گذاران بهتری هستند، که تا حدی به این دلیل است که راحت تر می توانند از آن سهام (و همچنین احتمالا مردانی) که از لحاظ اقتصادی ارزش نگه داشتن ندارند، خلاص شوند.

این واقعا عشق است؟

مطمئنا ممکن است به یک سهام خاص پایبند باشید ( نه اینکه لزوما سهام را دوست بدارید)، برای اینکه شرکت چه کار می کند و فعالیت آن جذاب باشد. اگر واقعا اتومبیل دوست داشته باشید، ممکن است توجه مشابهی به سهام های گروه خودرویی داشته باشید. یا اگر فکر می کنید فعالیت شرکت خاصی اخلاقی است، ممکن است به خاطر آن به شرکت عشق بورزید، حتی اگر عدد ها واقعا زیاد نشوند. همچنین، سبد سرمایه گذاری بر مبنای عشق ممکن است ارزش احساسی داشته باشد، و دلایل عاطفی بیش از دلایل مالی در ترکیب و نگهداری سبد موثر باشد. در واقع، انگیزه ها برای نگهداری بسیار طولانی سهام، متنوع و متفاوت است.

دلایل دیگر برای نگهداری سهام هایی که در طول زمان از ارزششان کاسته شده است

ساده ترین دلیل، بی تفاوتی است. انجام ندادن کاری آسان تر از انجام دادن است، و مردم معمولا زحمت مدیریت سرمایه گذاری را به خود نمی دهند. کارگزاران نیز خود را به زحمت نمی اندازند، و در چنین شرایطی، علاقه درگیر نیست، نه علاقه به سهم، نه علاقه به مشتری.

تمایل به نپذیرفتن زیان نیز، دلیل سنتی دیگر است. این طبیعت انسان است که امیدوار است که قیمت سهام حداقل به قیمت خرید برسد، اما اغلب این اتفاق نمی افتد، یا زمانی که به قیمت خرید برسد، هزینه فرصت زیادی از دست رفته است. از لحاظ مالی بهتر است که زیان را بپذیرید و متوقف کنید.

دلیل دیگر، طمع است. اگر سود ۱۰۰%ی به دست آورده اید، ممکن است فکر کنید باز هم میتوانید پول هایتان را دو برابر کنید. این ممکن است طمع باشد، یا ممکن است نباشد. هیچ چیزی وجود ندارد که از ۵۰۰% سود دادن یک سهم جلو گیری کند در صورتی که شرکت و بازار، خوب نقش بازی کنند. این واقعا طمع است، یا  معقولیت اقتصادی یا ریسک پذیری ساده؟ میل به کسب بیشترین بازده از یک سرمایه گذاری به خودی خود طمع حساب نمی شود. تنها زمانی که این خواسته بیش از حد شود، و منجر به نگهداری بیش از اندازه سهام شود، طمع رخ داده است. اما این همیشه آسان نیست که بفهمید دقیقا چه زمانی باید از شرکت جدا شوید، درست مثل روابط انسانی.

در خصوص نکته بالا، عدم اطمینان در مورد آینده بسیار مرتبط است. این ضرب المثل که :”هیچکس از شناسایی سود ضرر نکرده است.” در صورتی که شما میتوانستید ۱۰ برابر بیشتر سود کنید، بسیار آزار دهنده است. جلوگیری از زیان یک سهم با اولین نشانه  از مشکل نیز می تواند پشیمانی های جدی به وجود آورد. اما، منتظر ماندن برای سود بزرگ واقعا طمع کاری و بی تدبیری است و تا حدی به شانس بستگی دارد. البته در نهایت بخشی از سود هر سهم نصیب هر کس می شود، نه همه سود.

تاثیر همه این ها بر بازار

این واقعیت که اگر یک سهام “عزیز دل همه” باشد، ممکن است این هیجان روی قیمت فشار بیاورد و آن را بالا ببرد. ژورنالیست ها معمولا به مردم هشدار می دهند که “اگر عاشق سهامتان هستید، سهامتان متقابلا شما را دوست نخواهد داشت.”

این احساسات افراد گاهی در بازار منجر به عدم کاهش قیمت سهامی می شود که ارزش ذاتی اش به دلایلی پایین آمده است، یا اینکه کاهش در قیمت رخ می دهد، اما همچنان به قیمت ذاتی نمی رسد. روانشناسی در بازار های مالی نقش بزرگی ایفا می کند، هم در طرف فروشنده و هم در طرف خریدار. وقتی تعداد کافی از مردم به سرمایه گذاری روی سهام های نامطلوب، وفادار باشند، روی عملکرد و بازده بازار تاثیر می گذارد.

نتیجه گیری

به طور کلی، نگهداری سهام برای مدت بسیار طولانی به هر دلیلی غیر از این دلیل که احتمالا در آینده عایدی خوبی خواهد داشت، بی تدبیری مالی است.

با این حال، دلایل زیادی وجود دارد که مردم دست به نگهداری طولانی سهام می زنند، در حالی که فروش سهم منطقی تر است. یکی از این دلایل بدنام، عاشق سهام شدن است، اما در نسبت دادن این دلیل به نگهداری طولانی سهم، اغراق شده است. بی تفاوتی، طمع، چشم پوشی، با جریان بازار حرکت کردن، و یا به ارث بردن سهام از پدر،  از جمله دلایل دیگر نگهداری بیش از حد سهام است. یا شاید واقعا کسی دوست داشته باشد این ریسک را بپذیرد که از نهایت سود یک سهم استفاده کند. به علاوه، اگر عده کافی از مردم به سهام عشق بورزند، قیمت سهم حمایت می شود.

منبع : وبسایت خبری دماسنج

(بیشتر…)

بازار پایه فرابورس

بازار پایه فرابورس با هدف تسهیل ورود شرکت‌های سهامی عام به بازار سرمایه و سهولت در انجام معاملات آنها، فعالیت خود را از خردادماه سال ۹۰ آغاز کرد جهت شناخت بیشتر این بازار برای علاقه مندان بازار سرمایه برآنیم در ذیل مرور مختصری بر این بازار داشته باشیم .

(بیشتر…)